نکته ای که در این میان بایستی دوباره روی آن تاکید شود این است که علیرغم افت اخیر نسبت طلا به سهام، در بلندمدت به نظر می رسد که این افت صرفاً یک اصلاح بوده و دوباره این نسبت در ماههای آینده صعودی خواهدشد.

نخست از تحلیل تکنیکال نسبت طلا به شاخص S&P500 آغاز می کنیم:

نمودار لگاریتمی نسبت یادشده در تایم ماهانه نشان می دهد که پس از یک افت سنگین 20 ساله در ارزش طلا نسبت به سهام که از سال 1980 (با روی کار آمدن ریگان) شروع شده و در سال 2000 (با روی کار آمدن جرج بوش) به پایان رسید، تقاضا برای طلا نسبت به سهام فزونی گرفت و به ویژه بعد از حوادث 11 سپتامبر 2001 تا سال 2011 به مدت 10 سال روند صعودی نسبت یادشده با قدرت ادامه یافت به طوری که شاهد رشد بیش از 800 درصدی این نسبت در این مدت بودیم. طبیعتاً بروز بحران هایی مانند Dot Com Bubble و جنگ های افغانستان و عراق و از همه مهمترین بحران بزرگ مالی سالهای 2007 و 2008 نیز در این راستا سهم خود را ایفاء کرده اند.

از سال 2011 که طلا در محدوده 1900 دلار دچار افت شد تا تابستان سال 2018 که حدود 8 سال می گذرد، نسبت طلا به سهام حدود 76% افت کرد. در این مدت شاهد رشد و رونق در اقتصاد آمریکا بوده ایم که طبیعتاً نتیجه آن جذاب تر شدن سرمایه گذاری در سهام نسبت به خرید و نگهداری طلا بوده است.

اما از تابستان 2018 که بحث جنگ های تجاری میان آمریکا و چین قوت گرفت، مشخصاً بخشی از سرمایه های بزرگ از سهام به سمت طلا شیفت پیدا کردند که نتیجه آن رشد تقاضا برای طلا نسبت به سهام بوده است. نکته ای که در این میان نبایستی از آن غفلت کرد اینکه جنگ تجاری تنها یکی از دلایل افت تقاضا برای سهام نسبت به طلا بوده است و اصولاً پایان دوره رونق در چرخه کسب و کار دلیل اصلی شیفت سرمایه ها به سمت طلا می باشد.

از دید تحلیل زمانی، رشد نسبت طلا به سهام از سال 2000 تا سال 2011 به مراتب تند و تیزتر از افت آن بوده است و لذا می توانیم به این نتیجه برسیم که ریزش این نسبت در 8 سال اخیر عملاً نوعی اصلاح نزولی در برابر رشد شدید سال های 2000 تا 2011 بوده است.

اکنون اگر به منحنی نارنجی رنگ که نشانگر میانگین متحرک نمایی 50-ماهه است به عنوان یک شاخص نسبتاً مطمئن تعیین روند بنگریم، به این نتیجه می رسیم که برای رشد بیشتر تقاضا برای طلا در برابر سهام نیاز به عبور مطمئن نسبت از این میانگین می باشد که در یک ماه گذشته نیز نقش مقاومت نیرومند داینامیک را در برابر رشد بیشتر نسبت یادشده ایفا کرده است. پس شکست میانگین 50-ماهه به بالا می تواند سیگنال رشد نیرومند طلا در برابر سهام – و احتمال زیاد در برابر دلار و دیگر ارزها – باشد.

در حوزه تحلیل بنیادی نیز، محرک های بنیادی رشد تقاضا طلا به این قرار هستند:

- نرخ رشد اقتصاد جهان بر اساس آخرین برآوردهای صندوق بین المللی پول در سال 2020 به تنها 3% خواهدرسید که پایین ترین نرخ رشد از زمان وقوع بحران بزرگ مالی اواخر دهه گذشته است. اقتصاد آمریکا نیز که به عنوان بهترین اقتصاد در میان کشورهای پیشرفته به شمار می رفت اخیراً نشانه های ضعف را از خود نشان داده که به ویژه در بخش کارخانه ای و خرده فروشی نمود بیشتری داشته است. این امر تقاضا برای دارایی امنی مانند طلا را بالا می برد.

- همزمان با کاهش شتاب رشد اقتصادی، بانک های مرکزی در سطح جهان به صورت هماهنگ دست به کاهش نرخ بهره زده اند و حتی برخی از آنها مانند بانک مرکزی اروپا، دوباره خرید دارایی های مالی را در دستور کار خود قرار داده اند. این امر باعث کاهش هزینه نگهداری طلا شده و جذابیت آن را افزایش می دهد.

- با افزایش بی اعتمادی به سیاست های تهاجمی اقتصادی آمریکا، بسیاری از کشورهای جهان دست به افزایش ذخایر طلای خود زده اند. برای نمونه بانک خلق چین در 9 ماه ابتدایی امسال بیش از 100 تن طلا خریده است. در کل حجم خرید طلا از سوی بانک های مرکزی جهان در سال جاری بیشترین جهش را از سال 1971 یعنی اندکی پیش از الغای پیمان برتون وودز و از بین رفتن استاندارد طلا ثبت کرده است.

نتیجه گیری

به نظر می رسد که چه از دید تکنیکال و چه از دید بنیادی، سالهای آینده برای سرمایه گذاری در بازارهای سهام آمریکا چندان مناسب نیست و در سوی مقابل طلا می تواند به عنوان یک دارایی امن مورد توجه قرار گیرد. در چنین شرایطی، افزایش سهم طلا در ذخایر ارزی بانک مرکزی همسو با دیگر بانک های مرکزی جهان یک سیاست مبتنی بر حفظ منافع ملی به شمار می رود.

نیما آزادی

تحلیل بازار و شرکت های بورس اوراق بهادار را در گزارش بازار بخوانید.

کانال تلگرام: https://t.me/farabibourse

ما را در آپارات دنبال کنید: http://www.aparat.com/kargozari.org

خرید و فروش آنلاین سکه و طلا : https://kargozari.org/2018/05/25/gold

لینک مطلب: https://kargozari.org/2019/10/23/چشم-انداز-صعودی-طلا-در-برابر-سهام/